اگر جلوی اشتباهات خود را نگیرید، آنها جلوی شما را خواهند گرفت
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
آرشیو

خودتان سایت بسازید Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
بی ربط

۱->آقا جان  وقتی می گی بدیهیه بعد می گی خب کسی اگه اشکالی داره بپرسه ! خوب معلومه هیچکی صداش در نمی یاد چون یعنی که اونی که سوال داره خنگه !

۲->تا حالا احساس کردین یه جاهای هست که انگار یه تیکه از گذشتتون تو ش گیر کرده انگار یه چیزی اونجا جا مونده٬ بعد وقتی می ری اونجا انگار اون تیکه از پازل بر می گرده سر جاش در عرض یه لحظه اتفاق می افته می ری اونجا و بوم! دوباره اون خاطره مال خودت می شه ! یکی از این جاها برای من موزه رضا عباسیه ٬ تو سیدخندان ! کلاس نقاشی وقتی کوچیک تر بودم ! واقعا باید یه سر برم اونجا و اون تیکه رو بردارم .

۳->بنظرشما کدوم بهتره؟ غفار بودن یا محبوب بودن ؟ لطفا نظراتتون رو بگین . (باسیه اونایی که مثل من ضعف ادبیاتی دارن غفار یعنی بخشنده )

خوش بگذره !

پ.ن:‌تنها وجه تشابه اینا لوکیشنشونه ٬ سیدخندان زیر پل !

جمعه 23 تیر ماه سال 1385

شانسی بود آقا شانسی بود!

آقا من نمی دونم من دگمم من متعصبم من منطق سرم نمی شه هر چی که هست فرانسه باید می برد اصلا من که اعلام کردم فرانسه خوب هم بازی کرد باید می برد ایتالیا ها شانسی بردن ! همینه که هست تازه زیدان هم کار خوبی کرد حق یارو بود . الانم کلان اعصاب ندارم چون بازی که به پنالتی بکشه که بازی نیست شانسه !


بعله همنیه آقا حالا چون ایتالیا بعد ۱۶ سال برده (البته شانسی ) خیلی آدم ناراحت نمی شه خوب یه بارم ایتالیا !


ولی اعصاب معصاب ندارم چون فقط فرانسه خوبه !

حالا با کوری های که خوندم نمی دونم چه بکنم فقط خوب شد شرط نبستم ها ! ;)

آقا اینا مال دیشب بود این ماله صبحه که یکی از همکارای نازنین ما یه جوکی گفته که بسیار باعث فرح بخشی رو ح ما شد ایشون فرمودن که کلا فرانسه در حد ایتالیا نبوده . کلا من توضیح دیگه ای نمی دم فقط اینکه خوبه بعد 16 سال این اتفاق افتاده و می ره تا 17 18 سال دیگه خلاصه که بسی شاد شدیم که فرانسه گذاشت دل یه سری آدم بعد این همه سال شاد بشه بازم تیم فرانسه !

خوب اینم از آخر ماجرا (من این پست رو سه دفعه به روز رسانی کردم ها ) زیدان بهترین بازیکن شد تا همه بدونن که اینه آقا وقتی یکی یه کاری می کنه زودی بل نگیرین و یارو رو به گند نکشونین این دیگه شانسی نیست چون امتیاز دادنشون که شانسی نمی شه اون پنالتیه که شانسی می شه جانم ! خلاصه که بازم بسی خشنود شدیم و اینه تفاوت ممالک خارجی با ایران که اگه ایران بود به یارو دیگه نگاه نمی کردن (از نشانه هاش اینکه جناب فردوسی پور گفتن که شانس زیدان برای برنده شدن بهترین بازیکن با این کار از بین رفت !) و لی خوب اونجا مملکت قانونه و کل عملکرد رو در نظر می گیرن نه یه کار رو ! با تشکر فراوان از مادر خانومی که مارا بسی شاد کردن با دادن این خبر گو اینکه به عنوان عامل نفوذی در خانواده طرفدار تیم ایتالیا بود ن !
اینم لینکش که ببینین و شاد شین
دوشنبه 19 تیر ماه سال 1385

ای مادر ایران زمین ما !

یکی از دوستامون رفت !

حتی شنیدن صداش پشت تلفن برای چند لحظه ٬ اینکه می گفت بهتر بود اونجا بودم توی مهمونی خداحافظی، و من نبودم ،‌به اندازه کافی وحشتناک و دردناک بود. حتی با اینکه به قول یکی شاید ما هر چند وقت یکبار همو می دیدیم ٬ شاید هر ۲ ماه یا ۳ ماه یکبار . ولی شنیدن و دیدن این رفتنها دردناکه . اینکه این دوستمون رفت٬ اینکه یکی دیگه داره ۵ هفته دیگه می ره ٬ ویزای اون یکی تازه اومده تا ۲ ماه دیگه باید بره و یکی دیگه هم می خواد اول july یا ژانویه یا هر ماه کوفتیه میلادی دیگه بره !

دیدن عکسهای ۳ سال پیش٬ وقتی می بینی یه سری آدم که توی اون عکسها بودن ٬ دیگه نیستن. اونایی که از اون موقع تا حالا تبدیل شدن به یه آیکون گرد زرد با یه لبخند بزرگ که هی خاموش و روشن می شن. از این طریقه که می فهمی زندن نه اینکه دقیقا بدونی که حالشون چطوره . فقط چون اون آیکون روشنه پس اونا هنوز توی این کره خاکی هستن ! و هی به تعداد این آدمهایی که از تو عکس تبدیل به یه دایره زرد توی Yahoo مسنجر می شن٬ اضافه می شه و هی تو باید منتظر آدمهایی باشی که فارغ التحصیل می شن ٬ سربازیشون تموم می شه و آماده می شن که برن٬ که دنیای بهتری رو بسازن که به همه آرزوهای دیرینشون برسن که شانس خودشونو یه جای دیگه امتحان کنن . چون اینجا دلش نمی خواد بچه هاشو نگه داره چون  مادر ایران زمین ما دیگه جای فوق العاده برای رشد استعدادهای ما نیست چون دیگه به اینکه تو از یه دانشگاه خوب با یه معدل خوب فارغ التحصیل بشی ارزش نیست اینجا تازه داره یه ضد ارزش می شه چون هر جا بری میخوان خوردت کنن برای اینکه بهت ثابت کنن هیچ پخی نیستی .

دیگه اینکه مدرکتو بگیری و بری فوق بخونی و یه پروژه سنگین برداری و دکترا بخونی باعث پیشرفت علمیت نمی شه٬ چون مسخره ترین کار اینجا درس خوندن و تحصیل کردنه . اینو دیگه یه بچه دبیرستانی هم می دونه و به مامانش می گه ببین فلانی و فلانی تو فامیل که دیپلم نصفه دارن و حالا تو کار ماشین وردست باباشونن و کارشون گرفته نون تو این کاراست. چیه مهندسه بی کار!

الان دیگه می خوای بری دانشگاه تهران باسیه اینکه راحتتر بعدش از اونور پذیرش بگیری نه اینکه راحتتر بعدش بری تو جامعه و باسیه خودت کسی بشی ! خلاصه دیگه الان دنیا اینجوریه ٬ به قول دوستی٬ تو می ری آدمهای جدیدی رو پیدا می کنی و اون قبلیا رو یادت می ره. ولی همیشه وقتی به عکسهای چند سال پیش نگاه می کنی جای یه سری آدمها خالیه ٬ همیشه اثرات دوستیها تو قلبت مونده .

تازه وقتی می ببینی رفتن دوستهایی که هر چند وقت یکبار می دیدیشون باست سخته نگران حال خودت می شی وقتی که یکی از اطرافیان نزدیکت ٬ فارغ التحصیل بشه ٬ جامعه بهش ارزشها شو نده و تازه بهش فشار هم بیاره به نتیجه نهایی برسه که حتما بره (گو اینکه الان هم رسیده باشه !) اونوقته که نمی شه با هیچ آدم جدیدی جای خالیشو پر کرد . از اون روزه که خیلی وحشت دارم و همیشه یه آرزوی محال تو ذهنمه که تا اون روز این مملکت جای بهتری برای نگه داشتن جوونهاش بشه !

یا حق ! (به قول نوید )

دوشنبه 19 تیر ماه سال 1385

   1      2    >>
تعداد بازدیدکنندگان : 37327


Powered by BlogSky.com


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری