اگر جلوی اشتباهات خود را نگیرید، آنها جلوی شما را خواهند گرفت
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
آرشیو

جودی ابوت Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
ببخشید می شه نفس بکشم ؟!
چه احساسی داری وقتی یکی دستشو تا آرنج فرو کرده باشه تو حلقت ؟ دقیقا احساست چیه اگه این عمل به صورت ممتد 8 ساعت ادامه داشته باشه ؟!!

شاید مثل احساس امروز من ، وقتی عصر از شرکت اومدم بیرون باشه ! می دونی فقط مسئله صدا نیست که تو یه جای شلوغ آدم رو اذیت می کنه ، مسئله حرفه ! اینکه چی می شنوی !
داد بیداد ، تیکه های آنچنانی ، غر زدن ، به هم خندیدن ، سرکار گذاشتن . کافیه یکی دهنشو باز کنه که نظری بده ، کلی دکتر مهندس تو رشته ضایع کردن آدمها سر سه سوت لهش می کنن : "آره خوب می دادن بهت سیاهی لشکر فیلم 300 بشی !" "عمرا با دخترا بهتر از این نمی شه حرف زد ! " "یک مشت اراذل و اوباش اینجا ریختن !" "از پنجره پرتت می کنم بیرون ها !" "فلانی که اختلاص می کنه ، تو هم لابد شریکشی که ازش دفاع می کنی !" "میکنه خوبم می کنه تا چشمت در بیاد ! " "بروبابا تو هم که دیگه آخرشی ، معلومه خانومت این مدت خوب تربیت کرده !"
همه اینها به ظاهر حرفهایی که با لفظ شوخی به خورد هم می دیم ، یکی اون وسط می خوره و چند نفر می خندن و اونی که گفته بادی تو گلو می ندازه که ببین چه با حالم ! اونیم که خورده یا یکی گنده ترشو می ندازه یا اینکه مغلوب حریف قدرش می شه و برای اینکه رسوا نشه همرنگ جماعت ! اگه دوتا از این قلدرهای تیکه پرونی به پست هم بخورن ، حتی می تونی تا نیم ساعت سوژه برای خنده داشته باشی ، که دو نفر شون خیلی سریع پته های همو می ریزن رو آب و رسوا شدن آدمها از قدیم محلی باسیه خنده بوده !
در واقع نوعی دعوای مدرن می شه بهش گفت ، تو عصر ارتباطات و تکنولوژی وقتی پای دکتر مهندس در میونه ، نمی شه لات بازی در آورد و عصبانی شد و کتکاری کرد که خود کتک زدن یه جور شوخیه که بهش می گن شهرستانی ، پس حربه بُِِرنده تری رو انتخاب می کنی : حرف و کلام ،که هرچقدر حرفت با تیز بینی باشه و سریعتر بتونی نقطه ضعف طرف رو در نظر بگیری ، برنده میدونی . هیچ ضرری هم به کسی نرسیده نه دستی شکسته نه صندلی خورد شده شاید فقط روح و غروره که خورد می شه که اونم کسی نمی بینه !
اما خنده مگه نباید بر هر درد بی درمان دوا باشه ، چرا این خنده ها درمانی به درد نیست .چرا با اینکه من امروز از صبح تا ظهر حداقل کلی خندیدم ، بیشتر حالم بد بود. چرا وقتی خنده تموم می شه به جای اینکه شاد تر باشی فقط فکته که درد گرفته !!
می دونی، سخت می گیرم یا آسو ن اینو نمی فهمم ! چرا نمی شه با هم مهربون باشیم ؟ چرا تنها راه ارتباط برقرار کردن با آدمها شده اذیت و آزار ؟ شده سر به سر گذوشتن ؟ مگه نه اینکه مهر و صفا و صمیمیت که تامین کننده آرامش انسانه ؟ چرا این چیزها فقط تو نوشته ها و داستانهاست ؟ چرا آدمها دو رو دارن یه روی ناسازگار اذیت کن و یه روی خوب و دوست داشتنی ؟ چرا باید صد سال بگذره تا بفهمی اون آدمی که هرروز داری باش کلنجار می ری ، قلب هم داره !

به خدا اگه یکی حالش بده ، خیلی راحت می شه رفت جلو و ازش پرسید چی شده ؟ ! دوست داشتن فقط به گفتن دوستت دارم نیست ، لازم نیست فقط آدما یک نفر رو تو زندگیش دوست داشته باشن تا زندگی کامل بشه. دوست داشتن محبت کردن به هر چیزیه که دورو برته ، و یکی از بیشترین نوع موجوداتی که ما در سال باهاش برخورد می کنیم همکارانمون تو شرکتن ، روزی 8 ساعت می بینیشون ! و فکر کن روزی 8 ساعت ، کشمکش و درگیری و بزن بزن لفظی ، چی از روحت به جا می زاره ؟ !

برای اینه که احساسم عصر که می یام بیرون اینه که یکی راه گلوم رو بسته ! من می خوام نفس بکشم ! حس بدیه که 8 ساعت یکی دستشو تا آرنج کرده باشه تو گلوت ، خیلی حس بدیه !!

خوش بگذره
دوشنبه 31 اردیبهشت ماه سال 1386

عرضی نیست !

آرزوم الان اینه ، یک لبخند و یه بی خیالی و خوش و رها ! همین

خوش بگذره

شنبه 29 اردیبهشت ماه سال 1386

چگونه خاله زنک بشویم !

مدتی اینجا ننوشتم و دلیلش مثل همه بی حوصلگیم بود ،‌اما واقعیتش این بود که مطلبی تو چنته نداشتم که زندگی همش روال عادی بودن و نبودن بود!

امروز نوبت بیابون داشتم، کلا روزهای که نوبت بیابون دارم ، درجه Depام بیشتره. دقیق نمی دونم به چی برمی گرده اما بعضی وقتها فکر می کنم به اینکه اونجا آدمهای کمی هستن که میشناسم هم برمیگرده ، با اینکه تو شلوغی چند روز اخیر شرکت، آدم نه جای فکرکردن داره نه جای نفس کشیدن ، اما بازم آدمهایی که می بینی ، حرفهایی که ردو بدل می کنی ،حتی اگه درحد داد و قال و دعوا و بزبزن هم باشه ، بیشتر شبیه زندگی کردنه ، تا سکوت ممتد بیابون وقتی فقط صدای آدمهای دشمن و می شنوی و تق تق کیبوردت و که همه بفهمن داری چت می کنی!

به هر حال سکوت کسالت بار حوصله کارمفید کردن رو ازت می گیره . بعد که می بینی از صبح تا حالا درست حسابی کاری نکردی بیشتر اعصابت از دست خودت خورد می شه ، بخصوص وقتی یاد کدهایی می یوفتی که تو شرکت منتظرن که بری سراغشون و تو اینجا نشستی Document ، Edit می کنی و یک کلمه هم سردر نمی یاری که Ldap چه کار می کنه !

اونوقت با این حالت وقتی همکار کوچیکت می یاد بالا سرت که فلانی از تو شرکت گفته بشینین از تو Add Remove Programs همه برنامه هایی که دارین رو بنویسین ، می تونی اونو و هرکی تو اون شرکت هست رو درجا خفه کنی ، اما چون زورت به اونی که جلوته می رسه ، بهش می گی نه ! این مسخره بازی های دیگه چیه ! بعدشم یکسری دعوای چتی و حرف از اهمیت انسان و زمین و حس اعتماد متقابل به خورد رفیق چند سالت می دی و اونم می گه تو آخه با هر نوع گزارشی مشکل داری و تو می گی که کلا از بچگی راپورت دادن بدت می یومده!!. اما می فهمی که به هر حال زورت به کسی که داره پول ۸ ساعت در روز وقت تو رو می ده تا براش کار کنی ، نمی رسه ، بازم اما به اون همکار کوچیکت می گی خودت بیا بشین اینا رو بنویس !

وقتی دفعه بعد بازم این همکار کوچیک خستگی ناپذیر از پیگیری می یاد بالا سرت که شما دارین چی کار می کنین و به من بگید تا من هم بدونم ،‌ یکدفعه به غرور فنی بودنت و هزارتا چرت و پرت دیگه بر می خوره و می ری تو شیکمش که به شما چه ؟ ما کاری می کنیم که شما نمی دونین!! دانش  فنیش رو ندارین !!!!!! دیگه کاسه آروم بودنت لبریز شده و می یای بیرون و باسیه اینکه انتقام خوبی از فضولیهاش گرفته باشی ، یه زنگ هم می زنی به اون همکار کنترل پروژه سابق وکلی هم رو کله اون غر می زنی و پشت سر این همکارت صفحه می زاری ،‌ اونم با خنده و شوخی و قولهایی که می ده ، آرومت می کنه ، اما آخرشم اعلام می کنه اگه تا سه هفته دیگه این پروژه رو تموم نکنی اونوقته که شب تا صبح هم باید این همکار کوچیک رو تحمل کنی !

وقتی می شینی تو اتوبوس به این فکر می کنی که عجب آدم خاله زنگ دودره باز چیپی هستی که فقط زورت به ضعیف تر از خودت می رسی و همش هارت و پورت می کنی. بعدش باسیه اینکه از عذاب وجدانت کم کنی می یای اینارو اینجا می نویسی که :

روزگار غریبی است نازنین !

پ. ن :‌آهنگی که گذوشتم با این مطلب پارادوکس عجیبی داره و دلیلش اینه که آخر شب تو بارون وقتی این تو گوشم بود تو کوچه ها پرسه زدم و زندگی برام قشنگ تر شد !

 

سه شنبه 25 اردیبهشت ماه سال 1386

   1      2      3      4    >>
تعداد بازدیدکنندگان : 37341


Powered by BlogSky.com


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری