اگر جلوی اشتباهات خود را نگیرید، آنها جلوی شما را خواهند گرفت
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
آرشیو

جودی ابوت Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکم روز مرگی به علاوه ماه  و ستاره !

خب اگه خدا بخواد، زندگی داره به حالت اولیه بر می گرده ! کلاس زبانی که نصفش دودر شد اما همیشه وجودش حضور پررنگی توی زمانم و وجدانم داشت (ناسلامتی کل پول عیدیم رفته بود پاش ! ) داره یکشنبه تموم می شه و دیگه بعداز ظهرها آزاد ! و این بیابون مورد نظر که انقدر ما رفتیم و اومدیم آباد شده هم، بازم به قول معروف گوش شیطون کر ، داره دوشنبه دیگه درش بسته می شه ! (حالا یه نذری چیزی بکنم که بیشتر از این کش نیاد) البته کم مونده که مارو بندازن از اونجا بیرون ها ! اما ما با پرورویی وایسادیم میگیم نه ! ما می خوایم کار کامل تحویل بدیم !
خلاصه که اینجوری ،‌حالا من در راستای اینکه آدم همیشه آخر کار ، کارش میگیره ، الان یکهفته است که رفتم بیابون بست نشستم ، که به زور و جیغ و ویغ و انجام هر کاری ، قالش کنده بشه بره . از اونورم از دیروز میخوام تا یکشنبه به صورت مستمر برم سر کلاس زبانم ، که هر دفعه که می رفتم همه می گفتم به غزل خانم مشتاق دیدار ;) ! البته خداییش دیروز که سر یکی مونده به آخرین کلاس Writing رفتم ، کلی حسرت خوردم که چرا سر این کلاس کامل نیومدم ، چون به غیر از انگلیسیش ،‌برای همین فارسی نوشتن آدم هم خوب چیزی بود !
آقا چند شب پیش این ماه رو دیدین یه ستاره بهش چسبیده بود! خیلی بامزه بود، ‌من البته اولش که کامل بهم نزدیک بودن چون چشمهای دوربینم همراهم نبود ، درست ندیدم اما بعدش که دورتر شدن دیدم ،‌خیلی خوشگل شده بود! البته نظریه های مختلفی وجود داره که ستاره دقیقا کدوم سیاره بود(پس ستاره نبود!) یه سری گفتن مریخه، یه سری هم گفتن زهره است ! خلاصه که من انقدر ذوق کردم برداشتم به دوستان پیام کوتاه فرستادم که آی ملت ماه رو ببینین ! همه هم خوشبختانه دیده بودن و کلی هم جواب اومد، باعث شد با دوستان خوش و بشی بکنیم !
خب دنبال عکسش می گشتم، دیدم طبق این سایت آسمان پارس ، همون زهره بوده ، بعدشم اسم این اتفاق هست "اختفای زهره پشت هلال ماه" اینم عکس زیبایی در این رابطه که در کنار مناره های مسجد اصفهانه ;) :


ماه و زهره


خوش بگذره

چهارشنبه 30 خرداد ماه سال 1386

مورچه به انگلیسی چی می شه ؟

 خونه ما پر از حشره است ،یعنی  از انواع پشه های خونخواری که مطمئنا عموزاده های پشه های مالاریا تو آفریقا به حساب میان و علاقه وافرشون به خون انسان سیری ناپذیره و هر وقت یکیشون به هلاکت می رسه، انگار یکی از این بسته های خون سازمان انتقال خون ترکیده باشه لکه قرمزی روی در ودیوار یا حتی ملافه های که محل قتلشون باشه ، باقی می مونه ، تا مورچه های ریزی  که به طرفـة العینی هر چیزی روی زمین باشه از فرسنگها انورتر قطار می شن که برش دارن و یکدفعه می بینی خط سیاهی از اینور تا انور رو زمین یا لبه باریک دیوار کشیده شده یا تیکه ای از زمین آشپزخونه به خاطر تجمعشون سیاه شده ! و انواع و اقسام فک و فامیل سوسکهای حمام و پاسیو و زیر زمین و رو زمین از بچه کوچولوی شیرخوارشون تا خود مامان بزرگشون که دیگه توانایی راه رفتن نداره و دست آخر منفور ترین نوع حشره به نام مارمولک که برخلاف فیلمش که شادی بخش بود ، رویتش تو خونه ای که ۹۰٪ اون زنن تنها باعث جیغ و زیرو رو شدن اسباب اثاثیه برای پیدا کردنش و کشتن اون توسط تنها عضو ذکور خانواده است !

از روز اولی که اومدیم اینجا هم به خاطر سن و سال زیاد خونه ، فکر کنم به دوره های رضا شاه و اینا برسه که اینجا جزء دهات اطراف تهران بوده ، و هم به خاطر انواع اقسام درخت و چمن و سبزی های اطرافش ، مستعد وجود انواع جک و جونور شناخته شد و از همون ابتدا مدیر خانواده که رهبر مطلق درون خونه است کمر اجتهاد بست که جلوی رشد و نموشون رو بگیره !که باعث شد هر روز انواع اسلحه های جدید برای ریشه کن کردن این دوست داران زندگی انسانی در مغازه ها کشف بشه ، از انواع حشره کش های داخلی که سریع مشخص شد تنها برای این حشرات رشد پیدا کرده در کنار انسان ، شوخی به حساب می یاد تا انواع خارجیش ! حتی راه حلهای خانومهای دوست و همسایه که این و بریزی بهتر ه و اونکارو بکنی سریعتره ! که یکی از جالبترین روشها استفاده از ریکا برای فراری دادن مورچه ها این موجودات ریز و سرسخت و دشمن اصلی خانم خونه بود! که واقعا این روش عجیب موثر بود که مورچه از ریکا مثل مار از پونه بدش می یاد و دیگه اون منطقه ای که ریکا ریخته بشه ، پیداش نمی شه !‌

این نوع زندگی در کنار حشرات و یا درواقع نوعی زندگی در جنگ و جدال با اونها ، که تنها سه ماه زمستون آتش بس موقتی داشت، فواید کوچک و بزرگی رو هم به همراه داره.اولین و بزرگترین فوایدش چشم نترس شدن کلیه اهالی خونه است که انقدر سوسک ها در سایزهای مختلف و درحالتهای مختلف دیده اند که دیگه ندیدنشون ، موقع حمام کردن یا نصفه شبها وسط حال ،عجیب به نظر می یاد که به قول آبجی کوچیکه خب اینام دل دارن می خوان هر چند وقت یکبار حمامی بکن! اما یکی دیگه از فواید ، قوی شدن ضرابات دست افرادی از خانواده است که وظیفه کشتن به صورت مستقیم رو به عهده دارن ، به طور مثال بنده در حال حاضر با بهترین نشونه گیری در کمترین زمان و بایک ضربه سریع هر نوع موجود خزنده ای رو ناک اوت می کنم !‌ و دست آخرش اجبار به تمیز و مرتب بودن بیشتر که هیچ تکه ای از غذا روی زمین نمونه یا خدای نکرده شبها ظرفی از غذا اون وسط نباشه که به قول معروف این دوستان ریز نزده می رقصیدن وای به حال اینکه محیط آماده هم باشه !

القصه این جنگ همچنان ادامه داره ، امروز هم تو آخرین حمله صورت گرفته یدونه حشره سبز ناشناخته توسط کوچکترین عضو خانواده و یک خانواده سه نفری کامل سوسک حمام توسط اینجانب به هلاکت رسیدن !که ثابت بشه که این همچنان انسانه که بر زمین حکومت می کنه حتی شده با زور ضرب حشره کش و Vape و بقیه چیزها !

این بود از انشای این هفته !

خوش بگذره

 

شنبه 26 خرداد ماه سال 1386

لذت نگاه کردن و پرسه زدن بین زندگی

فعلا این باشه تا بعدا نوشتش و بنویسم !

دوشنبه 21 خرداد ماه سال 1386

   1      2      3    >>
تعداد بازدیدکنندگان : 37346


Powered by BlogSky.com


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری