X
تبلیغات
رایتل
اگر جلوی اشتباهات خود را نگیرید، آنها جلوی شما را خواهند گرفت
آرشیو
جفنگ

وقتی دلیل انتخاب تو برای یه پروژه :

۱- نزدیکی به خونت باشه

۲- چون با مدیر پروژه دوستی

۳- چون به کارت مربوط می شه (هر چی از دیروز تاحالا فکر کردم این مربوطی رو نفهمیدم که چی به چی مربوط می شه! )

اونوقته که ساعت ۱۱ بهت خبر می دن که از فردا قراره بری یه جای دیگه کار کنی!

من حرفی ندارم! از بیابون رسیدیم به کوه. وضعیت همونه.

من از دست خودم بدجور عصبانیم! بددددددددددددددددددددددددددددددد جور!

وقتی آدم از دست خودش عصبانیه هم نمی تونه خاطرات بنویسه! نصف ارمنستان ۲ رو نوشتم اما تموم نشد، نمی دونم هم کی تموم می شه !‌ اصلا الان حوصلش رو ندارم!

همین!

×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

تکمیلی شخصیت دوم من :‌(۱۰ ساعت بعد)

به دلایل زیر از جای جدید خوشم می یاد:

۱- ۲۰ دقیقه ای می رسم سر کار و می تونم هر روز ماشین زوج ببرم !

۲- محیط آرومی داره و کارفرماش آدم با مزه ایه !

۳- اتاقاش در دارن و در ها رو می بندن (من از پارتیشن متنفرم )

۴- من از اینکه میزم دم پنجره باشه و دوتا میز به صورت L کنار هم داشته باشم خیلی خوشم میاد

۵- من از تغییر و تحول هر چند وقت یکبار لذت می برم

و همه اینها یعنی اینکه من ، شخصیت دوم ، برخلاف شخصیت اول بالایی ، از اتفاقی که افتاده خیلی هم خوشحالم .

×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

تکمیلی خودم : دقیقا ۲۴ ساعته که این دوتا، یعنی اونی که دیشب نصفه شب، متن اول رو و اینی که این بالایی رو نوشت، دارن تو سر و کله هم می زنن که ثابت کنن کدوم درست می گه.

اگه حرف اولی درست باشه من موجود به شدت عصبانی هستم که خودم هم نمی تونم خودم رو تحمل کنم و تمایل به افسردگی هم دارم ، اما اگه حرف دومی درست باشه من انسان آروم حرف گوش کنی هستم که همه از دستم شاکین که چرا هرچی بقیه می گن قبول می کنم، چرا انقدر راحت با همه چیز کنار می یام ؟ !

پس لطفا به هیچ عنوان از من نپرسین که چه احساسی دارم و یا چرا! چون واقعا خودم هنوز نمی دونم !

×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

جوابیه شخصیت اول عصبانی به جناب نقره ای : (پرسیده بودن بعدش هم مگه دست تو بود؟ )

نه ، دست من نبود،‌من کارمند اون شرکتم و اگه اونا بگن ، تا جائیکه بتونم ، باید برم. اما این دقیقا دلیل عصبانیت من بوده و هست. تو ضیحشم اینکه من نظریه ای دارم به اسم برده داری صنعتی به این صورت که با اینکه اسما ما برده نیستیم ، اما در واقع ما(کارمندان) در دنیای تجارت امروزی  برده قشر بالاتر خودمون به حساب می یایم. حالا قبلا برده ها در مقابل کار غذا و جای خواب می گرفتن ما پول می گیریم و باز هم اون رو به ازای غذا و جای خواب به همون قشر بر می گردونیم . حالا اگه کتاب کلبه عمو تم رو خونده باشی، که در مورد برده داری و فوق العاده کتاب قشنگیه،  نکته ظریف جالبی رو نشون می ده .

توی اون کتاب سه دسته برده برای آزادی شون تلاش می کنن :۱- توم که برده وفاداریه و به خاطر وفاداریش منتظر آزادیه ۲- جان (جک یا هر چی که اسمش بود!) که برده باسوادیه و به خاطر سوادش دنبال آزادیه ۳- زن جان که برده عاشقه (عشقش بچه اشه ) و به خاطر نجات جون بچه اش دنبال آزادیه . در نهایت مظهر وفاداری با اینکه جون خیلی ها رو نجات می ده اما خودش می میره و هیچ وقت به آرزوش نمی رسه اما مظهر دانش و عشق هر دو به هر جون کندنی که هست به آزادی و سرزمین موعود می رسن و با خوشبختی زندگیشون رو ادامه می دن!

حالا نکته اخلاقیش اینه از نظر من که، برای رسیدن به آزادی باید یا دانش بیشتری داشته باشی نسبت به بقیه (یه برده با سواد در بین اونهمه بی سواد ) یا باید عشق فوق العاده ای داشته باشی (که به خاطر رسیدن به هدفت جونتم بدی ) پس چون ما طبق نظریه من ، هنوز داریم برای آزادی می جنگیم تنها راه موفقیت  کسب بیشتر و بیشتر دانشه، چون عشق اکتسابی نیست و بوجود می یاد!

و وقتی من همه این قصه ها رو می دونم و خوب می تونم بگم ، اما هیچ کار خاصی برای تغییر وضیعیتم نمی کنم تا مجبور نباشم به هر موقعیتی که از بالا به هم می رسه تن بدم، باید خیلی زیاد از دست خودم عصبانی باشم !!

×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

نتیجه گیری اخلاقی : من از جمعیت زیاد می ترسم . به عبارت دقیق تر من از سالن غذا خوری که توش پر از آدمه وقتی تنها باشم می ترسم ، می رم توش و می یام بیرون به همین راحتی!

۲- من معتادم !اینترنت مصرف می کن! امروز هم اصلا اونجا نت نداشتم و از ساعت یک به بعد بدجور خمار بودم، تا رسیدم خونه یکم مصرف کردم تا دوز خونم برگشت سر جاش!

۳- قرار شد اگه خونه ما کنار قبرستون بود، برم مرده شور بشم ! (به من ربطی نداره من همش از جملات بعضی ها تو وبلاگم استفاده می کنم ، خوب از بس جملات بدیع می گن! )

×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

به این می گن یک متن طولانی ! ارمنستان ۲ هم ان شاءالله تا ۵ شنبه !

فعلا همین اگه خدا بخواد!

سه‌شنبه 8 آبان‌ماه سال 1386

تعداد بازدیدکنندگان : 201747


Powered by BlogSky.com


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری